شبیه بودن

درد می‌پیچد در این تهی که منم

جمعه, ۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۲۴ ب.ظ

میم می‌گوید ‌کم‌صبر شده‌ای. راست می‌گوید، خسته‌ و بی انگیزه‌تر از آنم که جان صبر داشته باشم. نمی‌دانم چه دلیلی می‌توانم برای صبر و طاقت دست و پا کنم؟ راستش را از خودم هم پنهان می‌کنم که در پوچی مطلقم و تاب ادامه ندارم و شجاعت مردن هم. نمی‌دانم، خسته تر و بی‌انگیزه تر از آنم که چیزی من را برانگیزد. م فقط رابطه و شور می‌خواهد و راستش دارم فکر می‌کنم مسکن خوبی‌ست و دلیلی برای رد کردن این مسکن ندارم. هرچقدر هم بگویم من آدم اهل مسکن نیستم اما راستش لازمم است در این اوضاع و احوال. م هم مثل من است در همان پوچی و گیجی. لکن دلم حاضر نمی‌شود تن بدهم. 

میم می‌گوید سخت‌کوش باش نه سخت‌گیر. باید به این فکر کنم و به صبر و بی انگیزه زندگی کردن چگونه ممکن می‌شود وقتی اکسیر و مسکن هم حتی نباشد.

  • بزرگمهر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی