شبیه بودن

زندگی با بغض

جمعه, ۱۵ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۵ ب.ظ
روزهایی هم هست مثل امروز که همه چیز سرت خراب میشه. صبح که فهمیدم م با میندی هست و روز را به بدی شروع کردم، بعدش رسید به عین و دعوا بر سر انتخاب‌ها و بی‌ادبی او، بعدش هم رفتم سراغ م و فهمیدم تمام شده بین ما و من امروز چمباتمه زدم در درون خودم و به این یک ماه فکر می‌کنم و هرزگی ذهن و بی‌محتوایی وجود و رابطه‌هایی همه خراب.
بغض دارم و باید تنهایی‌ام را بغل کنم و بازهم منم و این غم.
با خودت تنها شدن و جهانی که هیچ ندارد تا ارزانی‌ات کند‌. 
کتاب خریدم و قصد دارم پناه ببرم به دنیای واژه‌ها و علم و فلسفه و باور کنم برای هزارمین بار که دنیا هیچ ندارد برای ارزانی به من و من تنهایم و بی‌اعتقاد و خسته و مانده. و ناگزیر..‌‌. ناگزیر به ادامه دادن فقط چون می‌ترسم.
و حالا زندگی بعد از اشک راحت‌تر پیش میره.
  • بزرگمهر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی