شبیه بودن

حماقت

پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۵۸ ب.ظ

دارم به این نتیجه می‌رسم که بیخود و بیجهت دارم خودم رو تباه برای یک رابطه‌ی بی‌نتیجه می‌کنم. اون براش هیچی مهم نیست، هیچی. فقط عشقبازی و بس. اون من رو دوست داره اما خودش و کارش رو بیشتر و خودش رو به همه لحاظ بیشتر و من دارم خودم رو تباه می‌کنم در رابطه‌ای بی ثمر. کمی اراده و تحمل لازم دارم ، باید خودم رو بشناسم. چرا اینقدر دلم می‌خواد هر نشدنی‌ای رو شد کنم، با هر قیمتی؟ از دیگ این م هیچ بخاری برای من بلند نمیشه باید بفهمم و دست بردارم و بچسبم به درس و کارم. دو ماه هست که از خودم و درس و کار افتادم و به هیچ کاری مشغول نیستم. لعنت به من .تصمیمی با مصمم شدن کامل لازم دارم. اینها که چی؟ می‌تونم بخونم مطالعه کنم و برای خووم باشم، کافیه با خودم به صلح برسم. با خودم به صلح میرسم. همه چیز رو درست می‌کنم. من آدم احمقی هستم ولی نه اونقدر..

  • بزرگمهر

نظرات  (۱)

به محض خوندن حرفِ ر ، از کلمه ی اونقدرِ آخر متن یاد این نوشته افتادم :

این بچّه‌ها با ماری‌جوآنا و سکسشان آیا می‌دانند که هفت سال لب پنجره نشستن یعنی چه؟! از آنجاست که می‌توانی زندگی را ببینی. البته از آن بالا همه شبیه مورچه‌اند! 
(وودی آلن)
پاسخ:
شاید حق با وودی آلن است اما تو هم جوانی به گمانم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی