شبیه بودن

رنج‌ دوباره

شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۳۴ ق.ظ

باز هم میل به فرار از تنهایی و میل به هم‌صحبتی با م دارد در درونم سر می‌کشد. هیچ پناهی نیست این تنهایی بی‌حد و حصر را و می‌دانم. درد و رنج آنجاست که هیچ حاصلی ندارد، بودن و نبودنش، جز ارضای درون و آرامش ذهن. اما باید که به دنیای تنهای خودم چنگ بزنم و پناه ببرم. خوشبحال کانت، چطور اینقدر با خودش و جهانش خوش بود؟ کاش توانش را داشتم. او آدم غایت‌گرایی بود، برای منی که غایتی ندارم اما چگونه این ممکن می‌شود؟ درد و رنج وجودم را در خود مچاله می‌کند لیک تنها راه نجات در درونم است می‌دانم.

  • بزرگمهر

نظرات  (۱)

درود بر بزرگمهر 
کتاب شازده کوچولوی سنت اگزو پری رو حتما خوندید 
لطفا به سرنوشت گل سرخ دقت کنید 
آنجا که تنها ماند 
آنجا که دیگر حباب نخواست 
آنجا که دیوار و حصارهای دورش را نخواست 
در پناه مهر حضرت عشق تندرست و شاد باشید ( آمین) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی