شبیه بودن

بسم از قبول عامی

سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۰۲ ق.ظ

تمام شد، همه چیز تمام شد. من سرجای اولم هستم. با کوله باری از تجربه‌ی شکست‌های پیاپی و باز هم همانجا که بودم. من آنقدر احمقم که نشستم و هرچه بود بارم کرد، سگ ولگرد، هرزه، .... یادم نمیره چی‌ها بهم گفت. کاش یادم بمونه همه‌ی این حس‌های پوچ و بی معنی برای چی بودند. برای اینکه می‌خواستم دوست داشته بشم، بیشتر و بیشتر. حالا همون‌جایی هستم که شروع شد و البته با کوله باری از درد و تحقیر. آدم‌ها به وقت تحقیر و ذلت عجیبند. تحمل پذیر و اهل تسامح. چرا اینقدر ضعیفم؟ چون در یک دنیای پوچ و بی مفهوم بدنبال چیزی هستم که نیست. چیزی خیالی و غیر واقعی. من باید با خودم به صلح برسم.

بس‌ام باشد این ماجرا تا دوباره در دام عاشقی نیفتم. تا دوباره خر نشوم و دوباره دل نبازم و به جریان پوچ تن ندهم.


  • بزرگمهر

نظرات  (۱)

درود بر شما 
صبح شما شاد و رویاهاتان بلند 
این دنیا پر است از نرسیدن ها 
نرسیدن به آرزوهای بزرگ و کوچک 
از نرسیدن به لقمه ای نان بگیر و برو تا نرسیدن به عشق 
نگران نباش 
فردا بازهم خورشید بیدار می شود و زمین را بیدار می کند 
و ماه وقتی که خوابیم می تابد 
آرام و بی توقع 
نگران نباش شاید وقتی دیگر . 
کسی بیاید و دلی بلرزد 
...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی