شبیه بودن

رها کن تا رها شی

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۱۰ ق.ظ

در ساعات اولیه فرقت‌ام. دور شده ام از م و دارم نفس راحت می‌کشم. آزادی، طعم خوش آزادی و دربند نبودگی، با عشق چه کنم؟ با این میلم به خواستن و خواسته شدن! 

حالا علی رغم همه‌ی خوش بودن‌های دو روز پیش رهایم و رهایی شیرین‌تر از هر تپش عاشقانه‌ای هست. کاش یادم بماند. دکتر وحید دیروز در مورد معقول و کوهرنس بودن رفتار آدمی گفت و من دلم می‌خواهد ۵۰ سالگی‌ام را مانند او باشم. یادم بماند ۱۵ سال وقت دارم تا که به جای‌گاه او برسم و خیلی زمان کم است و کار زیادی می‌طلبد.

امروز بعد از مدتها تنبلی صبح زود بیدار شدم و اگرچه یکریز درس نخواندم اما خود قبلی‌ام آمده و نشسته اینجا و من دلم برای خودم تنگ شده بود و البته که هی مدام مسنجر را چک می‌کنم تا خبری می‌شود از م یا نه اما همان بهتر که نشود با این نفس ضعیف من. کاش بتوانم جدا شوم و از این میل دست بکشم تا به دوست‌داشتنی‌های بیشتری برسم. و می‌دانم میلم به او میلم به زندگانی‌ست و لمس لحظه‌ها لیکن جور دیگری هم می‌شود به گمانم! باید بیابم راه رهایی از سگ افسردگی را که با م بودن هم توفیری جز لذت ندارد. و اینجور نیست که افسردگی برود و جایش مزالعه کردن و درک لحظه‌ها بیاید. میدانم اما حال اکنونم از همین رهایی بعد از عشق‌ورزی است اما اینطور نباشد که تنها راه باشد.

  • بزرگمهر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی