شبیه بودن

آلیس در سرزمین عجایب

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۵۸ ب.ظ

نمی فهمم چرا درد دارم! راستتر این است که دلم عشق‌ورزی می‌خواهد، اما درستش همان هیچ است و هیچ. پس من چرا دلم می‌گیرد و تنگ می‌شود برای کسی که تحقیرم کرد، رفت و هیچ آینده ای از آن ما نبوده و نخواهد بود؟ چقدر یک انسان می‌تواند به درجه‌ی حضیض نامعقولی رسیده باشد که همه این چیزها را بداند و در عین حال دلش آن را بخواهد!!!  مگر نه اینکه من باید معقول و کوهرنت رفتار کنم؟! پس چه‌ام است و چه می‌خواهد این بی‌صاحاب دل!!

دردم از یار است و درمان نیز هم، پوووف چرا هیچ یاری شکل یارهای شعرها و داستان‌ها نمی‌شود؟ چرا آخر نشستند خیال ورزیدند و داستان نوشتند و شعر ساختنو و ما باورمان شد؟

حالا با خودم حرف می‌زنم سر خودم را گرم می‌کنم و خودم را راضی می‌کنم که باور کند هیچ داستانی واقعیت نخواهد یافت و همه‌ی داستان‌های عاشقانه به مانند آلیس در سرزمین عجایب است. پس بیخیال عزیز دلم با خودت کنار بیا و خودت را جمع و جور کن.

  • بزرگمهر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی