شبیه بودن

این روزها

دوشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۲۹ ب.ظ

احساس‌های بدی نسبت به خودم دارم، احساس درماندگی ، بیهودگی، و بسیاری مفاهیم مشابه و از این دست که تک به تکشان دارند روحم را می‌خراشند. اولش شاید از جدایی از م نباشد اما آنهم نقطه‌ی عطفی بود که گذاشت و رفت و همه‌ی راه‌ها را بست و تمام. بعد هم این وضع خواب زیاد و خواب‌آلودگی و درس نخواندنم، بعد هم افسردگی و حال خراب و چاقی‌ام. از هر کجا که بگویم درد میبارد و من گنگ و کرخت شده‌ام و مانند مرده‌ی متحرکی راه می‌روم. اگر رشد نکنی یعنی مرده‌ای، این را برگ نارنجیِ قشنگی که دیروز روی آسفالت پیدا کرده بودم به من گفت و من رشد نمی‌کنم و دیر هنگامی‌ست که مرده‌ام و از شاخه! کدام شاخه!؟ جدا افتاده ام و دارم خشک می شوم اما من آدم سمجی هستم نمی گذارم سرنوشتم را جوری تعیین کنند و بگذارند کف دستم و این منم که تعیین خواهم کرد چگونه خواهم بود. فعلا اما باید فکر کنم زیاد به خودم فکر کنم و راه حل بیابم. نخوابم بیشتر بخوانم و بی قرار نباشم. من آرام بودن و آهستگی و دوام می‌خواهم. 

  • بزرگمهر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی