شبیه بودن

زمان

جمعه, ۹ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۴ ق.ظ

چند روزی خانه‌ی مادر و پدر و چند روزی مامان در خانه‌ی ما و چند روزی دپرس از اتمام این علافی‌ها. هنوز به درس برنگشته‌ام اما حالم به طرز عجیبی خوب است احساس بریدگی از م دارد می‌آید و من خوشحالم که صبر کردم و تمام شد و البته بدون بلاک و بی توجهی او نمی‌شد اما هرچه هست شد و خوشحالم که دارم به خودم برمی‌گردم. گاهی می‌بریم و گاهی می‌آموزیم. اگر به آموختن باشد من با تجربه‌ی بسیاری دارم اینجا می‌نویسم که همه هیچ. و فی‌الواقع که همه هیچ بر هیچ و از پیِ هیچ، بر هیچ مپیچ. دارم برمی‌گردم به زندگی و این هیجان‌زده ام می‌کند. کاش خودم را بغل کنم و به درس و بحث بپردازم و زندگی کنم که به یقین ۱۰ سال بعد انگشت حسرت می‌گزم لیک کاش کمتر از آنچه اکنون. حالا حسرت بچه‌هایی ۲۵ ساله که ۱۰ سال زودتر از من اینجایند که من، را می‌خورم. به یقین این حسرت با افزودن سن بیشتر و بیشتر میشود چون محدودیت‌ در کسب، بیشتر و بیشتر می‌شود. پس باید به خودم بیایم و قدر این زمان ها را بدانم که هیچ چیز جز زمان ارزشمند نیست و تنها دارایی من زمان است و حسرت هیچ چیزی جز زمان را نباید خورد. خوشحالم که اینجور فکر می‌کنم

  • بزرگمهر

نظرات  (۱)

امیدوارم درستو مرتب بخونی.
بهم سر بزن.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی